شروع دیگرAnother start
شروع دیگرAnother start

شروع دیگرAnother start

باز و بسته Open and closed

خون ؟در بازی کامپیوتری و جان؟ باید خون بیشتری برای جنگیدن داشته باشم ؟ واقیت وجود خودت را با چه چیزی ؟  

 از خون خودت با تا آخرین قطره خونت ؟ باید به ادامه دادن و کار کردن عادت کنی؟ چقدر عصبانی هستی ؟ تا دوباره این کارها را بیشتر و بیشتر انجام بدهی ؟ هر جور شده ؟ دیگران را با حمله ؟ وادار کنی ؟ پشیمان شوند ؟ خودت هستی ؟ دیگری را باید فکر کنی ؟ حالا این موضوع ؟چیز تازه ای نیست ؟ جان تازا خودت را چطوری نی خواهی بازی کنی ؟ واقعیت چی ؟ واقعیت مشغول گذشته است ؟ دوباره تغییر می کنی وقتی افکارت تغییر کند ؟ همه چیز خودت هم تغییر می کند ؟ بعد دوباره و دوباره ؟ همه چیز را به فراموشی می سپاری ؟ قفسه کالاهای تازه پر از نوشته های تازه با برچسب ها تاریخ مصرف های تازه؟ با یک امس همه چیز رو از دست می دهی؟ بارها و بارها باید بنویسی ؟ وقتی می نویسی ؟ همه چیز را بهم میریزی اما دیگر چاره ای نداری ؟ راحت باز وبسته شدن درب چقدر کمک می کند؟

Blood? In a computer game and life? Should I have more blood to fight? What is the reality of your existence?


From your own blood to the last drop of your blood? You have to get used to continuing and working? How angry are you? To do these things again and again? How is it? To attack others? To make them regret? Are you yourself? You have to think about someone else? Now this? Is it nothing new? How do you want to play your life again? What is reality? Reality is busy with the past? Do you change again when your thoughts change? Everything changes yourself too? Then again and again? Do you forget everything? The shelves of new goods are full of new writings with new labels and expiration dates? Do you lose everything in one go? Do you have to write again and again? When you write? You mess everything up but you have no choice? How much does it help if the door opens and closes easily?

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد